تبليغاتX
ادبی



شنبه بیست و سوم شهریور 1387 |

 

 

برای تو...

می خواهم برای تو بنویسم آری برای تو برای تو که در کل

وجودمی برای تو که تمام دنیای منی می خواهم نوشته هایم

را به نگاهت بدهم به نگاه ناز تو به دستان نوازشگرت به تو که

با گرمی عشقت به من زندگی دوباره دادی به تو که اگر نباشی

من دیگر نیستم پس باش تا من هم باشم.

بمون تا من بمونم...



شنبه بیست و سوم شهریور 1387 |
آسمانها همه می خندند

زمین با عشق زمان را می نگارد

کوهها صبر زمان را آموخته اند

خورشید درخشش را می آموزد

و طبیعت لبخند را می آموزد

ما چه می آموزیم ؟

من آموخته ام که عاشق باشم ٬ عاشق خالق هستی

هنوز نیاموخته ام عشقی ٬ جز عشق محبوب زندگی

نگاهم می گوید عشق فقط در حصار محبوب است و بس

علاقه با عشق شاید نسبتی دارد ولی عشق ٬ ذهنی نیست.

باید آموخت که از تلاطم امواج زندگی اندوهناک نشد.

اما من اندوهناک می شوم٬ تنها از محبوبم٬ گاهآ که احساسم به اشتباه

فریاد می زند تنهایم٬ بر روی این امواج٬ بر روی این اقیانوس نا آرام

اما خیلی زود می بینم که من در دقایقی ایمن به سوی روشنایی و به همراه روشنایی در حرکتم.

" اگر قصه ی این قایق و اقیانوس به یادمان می ماند هرگز غم را به دل راه نمی دادیم"

 



شنبه بیست و سوم شهریور 1387 |
 
زمستان از درون قلب ها رفت و بهار امد.

هرسال این میشود اما چه حاصل گاه دلهای زیادی با بهار سخنی ندارند.

اما بهار امد

سبزی"مادر انسان طبیعت"ونسیم حیات بخش بهار دلهای خشکیده ی اهالی زمستان را پرشکوفه کرده.

چه بسیار نا امیدیها که با یک شکوفه ی بهاری به امید تبدیل شده اند.

امدن فصل سبزی و دوباره شکفتن در همه ی دلها حتمی است این ما هستیم که نمی خواهیم توی این

تازگیها نگاهی به دلهامون بکنیم.

اینده در دست خود ماست.گاه خود ما می خواهیم نا خواسته اینده ای چون گذشته ساخته شود.

فقط به خاطر بی توجهی به شکوفه ی درخت سیب توی دامنه ی برفی یه کوه. 



شنبه بیست و سوم شهریور 1387 |
 
زمستان از درون قلب ها رفت و بهار امد.

هرسال این میشود اما چه حاصل گاه دلهای زیادی با بهار سخنی ندارند.

اما بهار امد

سبزی"مادر انسان طبیعت"ونسیم حیات بخش بهار دلهای خشکیده ی اهالی زمستان را پرشکوفه کرده.

چه بسیار نا امیدیها که با یک شکوفه ی بهاری به امید تبدیل شده اند.

امدن فصل سبزی و دوباره شکفتن در همه ی دلها حتمی است این ما هستیم که نمی خواهیم توی این

تازگیها نگاهی به دلهامون بکنیم.

اینده در دست خود ماست.گاه خود ما می خواهیم نا خواسته اینده ای چون گذشته ساخته شود.

فقط به خاطر بی توجهی به شکوفه ی درخت سیب توی دامنه ی برفی یه کوه. 



شنبه بیست و سوم شهریور 1387 |